جمعه ۰۴ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ساعت :
۱۴ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۵:۲۵
ضرورت‌های بعد از جنگ؛

نمک نشناسی تاریخی و ترس از آینده توسط دانشگاهیان | زمان انقلاب فرهنگی دوم فرا رسیده است

نمک نشناسی تاریخی و ترس از آینده توسط دانشگاهیان | زمان انقلاب فرهنگی دوم فرا رسیده است
بسیاری از دانشگاهیان و اساتید، به برکت انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران، از موقعیت‌های علمی، اجتماعی و اقتصادی مطلوبی برخوردار شده‌اند و به «آلاف و الوف» رسیده‌اند، اما در لحظات حسّاس و تعیین‌کننده تاریخ، به‌ویژه در جنگ اخیر، به جای ایستادن در کنار ملّت و نظام، به گوشه‌ای خزیده و سیاست «سکوت استراتژیک» را در پیش گرفته‌اند. این همان «نمک‌نشناسی تاریخی» و «ترس از آینده» است که این قبیل دانشگاهیان را به انفعال و حتی خیانت خاموش کشانده است.
کد خبر : ۷۳۲۷۴۰

✍️ هاتف صالحی

 

به گزارش صراط نیوز، جمهوری اسلامی ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به «انقلاب فرهنگی دوم» در دانشگاه‌های سراسر کشور نیاز مُبرم دارد.

بسیاری از دانشگاهیان و اساتید، به برکت انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران، از موقعیت‌های علمی، اجتماعی و اقتصادی مطلوبی برخوردار شده‌اند و به «آلاف و الوف» رسیده‌اند، اما در لحظات حسّاس و تعیین‌کننده تاریخ، به‌ویژه در جنگ اخیر، به جای ایستادن در کنار ملّت و نظام، به گوشه‌ای خزیده و سیاست «سکوت استراتژیک» را در پیش گرفته‌اند.

این همان «نمک‌نشناسی تاریخی» و «ترس از آینده» است که این قبیل دانشگاهیان را به انفعال و حتی خیانت خاموش کشانده است. از سوی دیگر، همان‌گونه که «چگونه رفتن» برای یک نظام مهم است، «چگونه ماندن» نیز به مراتب مهم‌تر و حیاتی‌تر است.

اگر نظامی بخواهد با عزّت و اقتدار بماند، نمی‌تواند اجازه دهد که در نهاد‌های کلیدی آن، به‌ویژه دانشگاه به عنوان قلب تپنده تولید علم، فرهنگ و نخبگان، افراد فرصت‌طلب، منافق و بی‌تعهّد به آرمان‌های انقلاب نفوذ کنند یا بمانند. از این‌رو، به فضل الهی، پس از شکست فاحشِ ائتلاف آمریکایی-اسرائیلی و پایان جنگ کنونی، ضروری است که با دانشگاهیان و اساتیدی که در این بزنگاه تعیین‌کننده، سکوت اختیار کردند، یا حتی به طرق مختلف از موضع‌گیری صریح در دفاع از وطن و مردم ایران در برابر تجاوز و ظلم مطلق خودداری کردند، برخورد جدّی و قاطع صورت گیرد؛ به‌ویژه افرادی مانند رئیس فعلی دانشگاه تهران و جمع کثیری از اساتیدی که ظرفیت کنشگری فعال ملّی و بین‌المللی داشته‌اند، اما ترجیح دادند به بهانه رفتارِ به ظاهر «انسانی، احساسی و عاطفی» شان، خفه‌خون بگیرند و در برابر دشمن خارجی و فتنه داخلی، سکوت و انفعال یا حتی موضع‌گیری دوپهلو اختیار کنند!

این افراد باید «نقره‌داغ» شوند و هر چه سریع‌تر از محیط مقدّس دانشگاه اخراج گردند؛ زیرا دانشگاه محیط علم و تعهّد است، نه پناهگاه فرصت‌طلبان و نون‌به‌نرخ‌روزخوران. اگر این پاکسازی اساسی انجام نشود، آنچه از آرمان‌های بلند انقلاب اسلامی ۵۷ باقی مانده، به دست همین منافقان درونی و «انقلابی‌نما‌های بی‌عمل» به تدریج پایمال خواهد شد و نسل آینده با دانشگاهی روبه‌رو خواهد شد که بیش از آنکه کارخانه انسان‌سازی و تولید دانش باشد، به مرکزی برای پرورش شک و تردید، غرب‌زدگی پنهان و بی‌تعهّدی تبدیل شده است. آری، «انقلاب فرهنگی دوم» باید دقیقاً از همین‌جا آغاز شود؛ در غیر این صورت، دانشگاه به جای آنکه پیشران انقلاب اسلامی باشد، به پاشنه آشیل آن تبدیل خواهد شد. زمان عمل فرا رسیده است.